X
تبلیغات
گلاره

گلاره

  یــــــك نفرهست كــه ازپنجره هــا نـــــرم و آهسته مـــرا می خواند
گــــــــــــرمی لــهجه بــارانـی او تا ابـــــــــد توی دلــــم می مــاند
یـــــك نفر هست كه در پرده شب طــــرح لـبخند سپیدش پیداست
 مثل لحظات خــــــوش كودكی ام پر ز عــطر نفس شب بـو هاست
یــك نفرهست كه چون چلچله ها روز و شب شیفته پـــــرواز است
 توی چشمش چمنی ازاحساس تـــوی دستش سبدی آواز است
یــــك نفر هست كه یادش هر روز چـــون گـلی توی دلــم می روید
آســمان ، بـــاد ، كـبوتـر ، بــاران قــــصه اش را به زمین می گوید
یــــــك نفر هســـت كه از راه دراز بــــاز پیوسته مــرا مـــــی خواند
 گـــاهگاهی به خـودم می گوییم تــا ابــد تــوی دلــــــــم میماند
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

عشقبازی به همین آسانی است...

که گلی با چشمی    بلبلی با گوشی    

رنگ زیبای خزان با روحی     نیش زنبور عسل با نوشی

کارهمواره باران با دشت

برف با قله کوه

رود با ریشه بید

باد با شاخه و برگ

ابر عابر با ماه

چشمه ای با آهو،برکه ای با مهتاب

و نسیمی با زلف

دو کبوتر با هم

وشب و روز و طبیعت با ما


عشقبازی به همین آسانی است...

شاعری با کلماتی شیرین

دست آرام و نوازش بخش بر روی سری

پرسشی از اشکی

وچراغ شب یلدای کسی با شمعی

و دل آرام و تسلا

و مسیحای کسی یا جمعی


عشقبازی به همین آسانی است...

که دلی را بخری

بفروشی مهری

شادمانی را حراج کنی

رنج ها را تخفیف دهی

مهربانی را ارزانی عالم بکنی

وبپیچی همه را لای حریر احساس

گره عشق به آنها بزنی

مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند


عشقبازی به همین آسانی است...

هر که با پیش سلامی در اول صبح

هرکه با پوزش و پیغامی با رهگذری

هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی

نمک خنده بر چهره در لحظه کار

عرضه سالم کالای ارزان به همه

لقمه ی نان گوارایی از راه حلال

و خداحافظی شادی در آخر روز

و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا

و رکوعی و سجودی با نیت شکر

عشقبازی به همین آسانی است...


مجتبی کاشانی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

بیا وقتی برای عشق هورا می کشد احساس

به روی اجتماع بغض حسرت گاز اشک آور بیاندازیم

بیا با خود بیاندیشیم اگر یک روز تمام جاده های عشق را بستند

اگر یکسال چندین فصل برف بی کسی آمد

اگر یک روز نرگس در کنار چشمه غیبش زد

اگر یک شب شقایق مرد

تکلیف دل ما چیست ؟؟؟؟

 

و من احساس سرخی می کنم چندیست

ومن از چند شب پیشتر خواب نزول عشق را دیدم

چرا بعضی برای عشق دلهاشان نمی لرزد

چرا بعضی نمی دانند که این دنیا به تار موی یک عاشق نمی ارزد

چرا بعضی تمام فکرشان ذکراست

و در آن ذکر هم یاد خدا خالی است

و گویی میوه ی اخلاصشان کال است

چرا شغل شریف و رایج این عصر رجالی است

چرا در اقتصاد راکد احساس این مکاره بازاران صداقت نیز دلالی است

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو

 براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده 

 براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه

 براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن 

 براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن 

 براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن

 براي عشق بمير ولي كسي رو نكش 

 براي عشق خودت باش ولي خوب باش



 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

 

هنوز هم گاهی دلم هوس بوسیدن لبانت را دارد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |